جواد محدثى

111

فرهنگ عاشورا ( فارسي )

برداريد ، كه اين تربت ، امان است . در سنّتهاى چاوش‌خوانى ، اشاره به سيب بهشتى « 1 » و بوى سيب از تربت امام حسين « ع » مىكردند و مىخواندند : ( - بوى سيب ) . ز تربت شهدا بوى سيب مىآيد * ز طوس ، بوى رضاى غريب مىآيد آنچه به تربت سيد الشهدا قداست و كرامت بخشيده ، همان خون حسين « ع » و شهادت ثار الله است كه الهام‌بخش حريّت و راد مردى و فداكارى در راه خداست . به تعبير امام خمينى « قدس سرّه » : « همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت ، مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دار الشّفاى آزادگان خواهد بود . » « 2 » به همين جهات ، هم « شفا خواهى » از تربت سيد الشهدا « ع » و هم « شفايابى » در آستانه و حرم حسينى جزء فرهنگ شيعه و مستند به روايات است . شهادت ، خاك را بوييدنى كرد * شهادت ، سنگ را بوسيدنى كرد علامهء امينى « ره » مىنويسد : « آيا بهتر آن نيست كه سجده‌گاه ، از خاكى قرار داده شود كه در آن ، چشمه‌هاى خونى جوشيده است كه رنگ خدايى داشته است ؟ تربتى آميخته با خون كسى كه خداوند ، او را پاك قرار داده و محبّت او را اجر رسالت محمّدى « ص » قرار داده است ؟ خاكى كه با خون سرور جوانان بهشت و وديعهء محبوب پيامبر و خدا عجين گشته است ؟ . . . » « 3 » چه رازى در « تربت كربلا » نهفته است ؟ تربت كربلا ، خاكى آميخته با « خون خدا » ست و شگفت نيست كه خون ، به خاك ، اعتبار بخشد و شهادت ، در زمين و در و ديوار ، آبرو و قداست بيافريند و خاك كربلا ، مهر نماز عارفان گردد و در سجّاده ، عطر شهادت از تربت حسين « ع » به مشام عاشقان برسد و شفابخش دردها شود . درس گرفتن از تربت و فرات ، تنها در مكتب زيارت ميسّر است و سخن خاك را با دل ، تنها گوش حسينيان كربلايى مىشنود . « . . . در آنجا تربتى است ، گويا معدن مغناطيس ، كه افراد عاشق را كه قابل جذب‌اند ، مانند ذرّات كوچك آهن ، به سوى خود جذب مىكند . آنجا مضجع مقدّس سرباز فداكارى است كه رؤساى جمهور و پادشاهان ، قبل از آنكه رسم سرباز گمنام و

--> ( 1 ) - سفينة البحار ، ج 1 ، ص 124 . ( 2 ) - صحيفهء نور ، ج 20 ، ص 239 . ( 3 ) - سيرتنا و سنّتنا ، علامهء امينى ، ص 166 . در بحث تربت امام و الهامهاى قرآن از جمله ر . ك : مجلهء پيام انقلاب ، شماره‌هاى 147 و 148 ( سال 1364 ) .